HTML clipboard

http://www.iran2shop.com/image/Majid_roman.jpg

کارگردان: کیومرث پوراحمد
کشور: ایران
سبك: کودکان

هنرپیشه ها:
مهدی باقر بیگی
پروین دخت یزدانیان
جهانبخش سلطانی

HTML clipboard



«قصه‌های مجید» ریتم آرامی دارد و سال‌های سال از عالم «پلنگ صورتی» و «تام و جری» دور است. زیبایی‌اش در سادگی است و نزدیكی به واقعیت، و مثل آیینه‌ای است كه در برابر زندگی خودمان قرار داده‌اند. و با این‌همه، سخت جذاب است. طاق ضربی، هشتی، حوض، پاشویه، باغچه، بهار خواب... و لهجه‌ی شیرین اصفهانی كه مثل كاشی‌های مسجد شیخ لطف‌الله زیباست. می‌بینم كه با «قصه‌های مجید» همان‌همه انس دارم كه با خانه‌مان، با برادر كوچك‌ترم و با مادربزرگم كه همه‌ی وجودم، حتی خاطرات فراموش‌شده‌ام را در چادر نمازش می‌یابم، در صندوقخانه و در ته صندوقچه‌اش كه مكمن رازِ ایران زمین است. و در درون بقچه‌ای كه بوی تربت كربلا می‌دهد و مرا نه به گذشته‌های دور، كه به همه‌ی حضور تاریخی‌ام پیوند می‌زند. «بی‌بی» همان پیرزنی است كه خانه‌ای به اندازه‌ی یك غربیل داشت، اما به اندازه‌ی یك آسمان آفتابی، مهربان بود؛ همان پیرزنی كه چارقدش بوی عید نوروز می‌داد. «یادت باشه، آقا مجید! مقصد همین‌جاست.» و این سخن را «محمود آقا» می‌گوید كه شغلش رانندگی است، یعنی شغلی كه اقتضای طبیعی‌اش، شتاب‌زده از مقصدی به مقصدی دیگر رفتن است. چقدر ایرانی است! چقدر شبیه پدر من است كه اتومبیلش را در گاراژ می‌گذارد و صبح‌ها پیاده سر كار می‌رود تا از بوی كوچه‌ها محروم نماند، كوچه‌هایی كه بعد از یكصد و پنجاه سال غرب‌زدگی هنوز از بوی یاسِ درختی و اقاقیا خالی نشده‌اند... و من همان مجیدم. و مجید هم «ملك محمد» است و هم «حسن كچل». دلم می‌خواهد «قصه‌های مجید» را تنهای تنها تماشا كنم تا ناچار نشوم كه جلوی گریه‌ام را بگیرم.

entry مطالب مرتبط
Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | RSD | Email | Valid CSS3| Movable Type Pro 4.31-en
Copyright © 2004-2006 iran2shop.com™
.تمامی حقوق مطالب، تصاویر و طرح قالب برای این سایت محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با اجازه مدیران امکانپذیز میباشد